جستجو

تبلیغات



" از نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است"

     

     

    " از نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است"

    هیچ وقتی خود را درگیر ترس هایی از قبیل از دست داردن موقعیت های مختلف نکن. ترس از دست دادن دستاوردها، فرصت شکوفایی جسارت  را در وجود خیلی از آدم نابود می کند. این دسته دائماً نگرانند که جامعه چه قضاویتی درباره ی آنها خواهد کرد. در صورتی که شما و من همینیم. با تمام مثبت ها و منفی ها و تمم  دار و دسته ی خوب ها و بدها.

    ممکن است جامعه ما را با همین ویژگی هایمان بپذیرد، یا نپذیرد. مهم این است که اعتماد به نفس داریم. وقتی اعتماد به نفس نداشته باشیم و نگران خراب شدن تمام پل های پشت سرمان باشیم، آن وقت است که جسارتمارمان را برای زندگی کردن از دست می دهیم. برای اینکه ذهن ها برایمان قالب معین و محدودی نسازد، خود را با فرم ها و سبک های خاص معرفی نکنیم.

    جسارت حد و مرز ندارد، بی پروایی است. متکی به عقل نیست. اگر عقل گرا باشد، باید آن را با معیارهای متفاوت سنجش کرد. جسارت یعنی رها کردن دغدغه هایمان، بیان احساس، هر جه که باشد.

    باید آنقدر رها باشی که حتی رهایی نیز برایت تکراری نباشد، این جنس رهایی با عقلانیت جور در نمی آید. عقل به تو آزادی می دهد نه رهایی. آزادی که عقل بدهد قید و بند دارد و شرط و شروط ها و قاعئده و اصول هم.

    رهای زمانی است که فکر نکرده باشی، ذهن وقتی رها باشد، جسارت پرواز می کند. برای رسیدن به این مرحله باید هرچه پایت را می بندد از خودت دور کنی، حتی تلاش برای رهایی را.

    اما بدان! اگر روزی تلاش برای رهایی به دغدغه تبدیل شد، آنجا هم گیر افتاده ای و در قید بندی!


    این مطلب تا کنون 28 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ دوشنبه 20 آبان 1392
    منبع
    برچسب ها : رهایی ,جسارت ,برای رهایی ,تلاش برای ,
    " از نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است"

تبلیغات


    تبلیغات شما در این قسمت

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز دوشنبه 7 فروردين 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر